عدالت و آزادي

عدالت وآزادی بر تن انسانها یی است که قامت خود را با آن اعتدال بخشیده اند.مثال خیاط زبر دستی که درعین ظرافت و آراستگی کت و شلواری را میدوزد . اما اگر ان را بر تن انسانی لاغر اندام و نهیف بکنیم چه منظره ایی مشاهده خواهید کرد؟
اری من احمدی نژادیم
این سخن باید به اب زر نوشت گررود سر برنگرددسرنوشت
سرنوشت ما از اول خودنوشت خوشنویس است او نخواهد بد نوشت
زمانی که حضرت امیر به زمامداری مسلمین نایل امدند برخی از مردم خلافت را به ان حضرت تبریک گفتند ولی عده ایی که انحضرت را از نزدیک میشناختندد وبه عدالت او یقین داشتند وخود میدانستند که علی(ع) و مقام او به مراتب بیشتر از خلافت است علی را به خلافت تبریک گفتند اری علی مظهر عدل است عتی دستهای الوده ایی که طمع به حق مردم داشت قطع کرد وبیت المال را از برادرش دوستر میداشت خوشا به حال انان که چنین بوده وچنین خواهند بود ....
اری من احمدی نژادیم ساده و بی باک قلم خوان هر خواری نه جیره خوار ارباب .من مرد فرهنگ ایرانیم نه از دشتستان بی فرهنگ .من جاهل تاریخم و اصحاب وطن من اچتماع دان نیستم اما چند واحدی که با استاد راد یاد دارم راخوب اموخته ام همان که میگفت دوستان جامعه شناس /ازادی و عدالت بر تن انسانهایی است که قامت خویش را با ان اعتدال بخشیده اند/معنی ان دانی چیست هموطن ومعنی شعر بالا ......
باور کنید من دگماتیسم یا ماکیاولیست نیستم چون اگر بودم محافظه کاری میکردم و رادیکالی تنگ نظر برای اثبات ایدلوژی خود نیستم ولی من به چشم خویش دیدم که ازادی چه بر سر جوانان ما در دوره خاتمی اورد محصول خاتمی صادرات دختران ایرانی به کشورهای عرب بود روزنامه شرق ایا دروغ است .روزانه بیش از شصت بار تجاوز ایا این است حفظ کرامت ایرانی ؟ تسویه حساب اقایان باعث این حرفهاست .نخبه کش احمدی نژاد باشد شما نخبه خواری کردید دوستان این همه پیشرفتهای هسته ای ماهواره امید نانو و....به دست چه کسی صورت گرفته ایا نخبه غیر از این است یا شما که کلمه را ازبر کردید وخود را نخبه میدانید ایا این است رسم وایین تشکر از خدمتگذار باورکنید اگرنقد دیکتاتوری دولتها اگر صورت پذیرد شما خود محکوم پرونده اید و دست پیش گرفتید که پس نیفتید .همیشه با احساسات ملت رای گرفتید نه با کارنامه خویش اما چون جمعیتها ثابت نیست باز احساس جمعیتی دیگر و هزینه را چه کسی باید بپردازد /؟؟؟؟/ من امروز گفتم تا فردا عذاب وجدان نداشته باشم وخود از جرگه منا فق چند چهره نباشم/اری من احمدی نژادیم
این مطلب را قبل از اینکه به پای صندوق برم نوشته ام
دل نوشته امیر
دلم گفت بگویم ،
بنویسم ،
که چرا عشق به انسان نرسیدست ؟ ،
که چرا آب به گلدان نرسیدست ؟ ،
و هنوزم که هنوز است ،
غم عشق به پایان نرسیدست ،
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید ،
بنویسد که هنوزم که هنوز است ،
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست ،
و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست ،
عصر این جمعه ی دلگیر ،
وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس ،
تو کجایی گل نرگس ؟
حرف دل
اگر دیوار نبود نزدیکتر بودیم, همه وسعت دنیا یک خانه می شد
و تمام محتوای سفره سهم همه بود
و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد
سمفونی مشارکتی مدیریت
امروزه فرآیند توسعه ، تغییر و تحول در ساختار ، برنامه ها ، اهداف و روشها در همه نهادهای اجتماعی ضرورتی اجتناب ناپذیر است یکی از راههای تغیر و تحول در مدیریت سازمانها مدیریت مبتنی بر مشارکت است فرآیند مشارکت در هر سازمانی بازوی قوی مدیریت است که بسیاری از مشکلات و پیچیدگی داخل سازمان را سامان می دهد و اگر سازمانی در مدیریت خود به این پدیده مهم توجه نداشته باشد ناخواسته با مسایل و مشکلات بی شماری مواجه خواهد شد که ضررهای جبران ناپذیری به سازمان و جامعه در بر خواهد داشت . پیاده سازی این الگوی مشارکتی ( در مدیریت ) و ارزیابی آن در مدیریت علمی یعنی در اختیار داشتن دانش فنی در حوزه های خاص مدیریتی و یا همان اصطلاح مدیریت گام به گام است در این نوع از مدیریت هر چیزی بر اساس اصول و تفکرات سازمانی و مدیریتی پایه ریزی شده یعنی ارزش و بررسی عوامل ارزش و همچنین سیستم تجربه و استفاده از آن در پارامترهای مدیریتی یعنی یک حرکت حساب شده بدون آزمایش خطا ، این یعنی تجربه در تفکرات مدیریتی ورابطه آن با پروژه یا حوزه کارکرد و تهیه فرمول در ساختار اما اصل همیشه استوار ساختار ذهنی ما در مدیریت غیر حرفه ای و غیر اصولی بیداری ذهن و استفاده از قدرت هوش و نبوغ ذاتی در انسان است ذهن ما وقتی بیدار می شود و یا تلنگری می خورد همدیگر را هل می کنیم اگر نظریه ای داریم و قرار است مطرح بکنیم نباید در اندوخته ها و پرداخت های ذهنی همدیگر تداخل ایجاد بکنیم که بعداً در تشابه سیستم سمفونی و ساختار موسیقیایی هفت نت موسیقی با ساختار مدیریت مشارکتی بحث خواهیم کرد .
یعنی باید حتماً توانایی استفاده از قدرت هوش را بشناسیم همچنان که انسانی دارای سه بعد متفاوت عقل و هوش و تیپ در ساختار انسانی خود دارد و هر کدام نسبت به همدیگر ساختار متفاوت و وجه تمایز برجسته ای دارند باید مد نظر در نظریه های پردازش انسان مورد توجه قرار گیرد عقل کیفیت است کیفیت استفاده از هوش و شناسایی عوامل تیپ ، تیپ و بعد از آن تکامل یافته شخصیت است شخصیت هنری ، ستادی ، تجاری یا فنی . هوش میان فردی یا درون فردی است . اما استفاده همنوا و هماهنگ در بین افراد متفاوت ، در صورت های فردی و خصوصی به نحو موفق در بین محیطها و تطبیق آن با افراد جامع آن محیط می باشد انسان به عنوان موجودی نرمال اجتماعی باید اجتماع پذیر و وفق دهنده باشد نه ناسازگار و اخلال ایجاد کن . انسان نرمال با توجه به معیارهای شناخت در اصل و بطن موجودیت خود باید گام
بردارد همنوا و هماهنگ در غیر این صورت یا خودخواه است یا خود بزرگ بین و یا عقل کل دان یا غیر نرمال اجتماعی . کمتر کسی است که سمفونی را به تجربه و تحلیل ذهنی بگذارد و یقین حاصل کند که چرا این همه آلات موسیقی با ساختار متفاوت و قالب متفاوت چرا و چگونه به یک همنوایی دلنشین دست پیدا می کنند انسان به عنوان هنرمند اجتماعی نقطه قابل اغمازی است که باید تأمل کرد هنرمند آن است که تسلط کامل داشته باشد و کسی می تواند نوازنده شود ولی نوازنده خوب شدن اصل دارد در موسیقی سه اصل اساسی همیشه مدنظر است و آن کاراست و کاراست و کار، در سمفونی 81 ساز یا آلات موسیقی با اجزاء و ساختار متفاوت وجود دارد اگر 80 تا باشد ناقص است و با مساعدت و کمک یک رهبری توانمند به هدف می رسد . و بدون رهبری مسلط و ماهر غیرممکن است که به هدف خود برسد . و در این سمفونی باید همه به رهبری اعتماد بکند و هم سو با آن بنوازند که در غیر این صورت همنوائی ممکن نخواهد بود حتی نوازنده نیز از نواختن آن بیزار خواهد شد . اما رابطه بین مدیریت و سمفونی چیست ؟ با بررسی مرزهای مورد نظر و نزدیک به حوزه های کارکردی مدیریت می توان نتیجه گرفت که برای رسیدن به یک موفقیت هماهنگ در هر نهاد و سازمانی که باشد باید وباید همنوا و همسو بانت های مدیریت و با قبول کردن یک نفر به عنوان رهبر ارکست به هدف نهایی دست پیدا کرد . اگر فردی عاشق کارباشد و با کارکردن ارضاءشود در هرمسئولیتی که باشد هیچ گونه مکانیزمی نمی تواند آن را از پا در آورد یا کنار زند و در هر جایی که باشد مطمئناً هیچ فرقی به حالش ندارد یعنی درهر مرحله ای کارمی کند ، کارمی کند و کارمی کند و می نوازد و ماهرانه هم می نوازد و صدایی دلنشین می دهد اما معقولانه تر آن است که در هر مرحله ای سیستم باید خودکار عمل کند این یعنی مدیریت پیشرفته ، هنرمند ماهر در مدیریت مشارکتی یعنی کار کردن

